شماره بيست و نه/ مد روز
از نظر شهرت ، وضعيت شما غريب است -هم شهرت زيادي داريد و هم ، در بسياري از مناطق ، به نوعي فراموش تان كرده اند.
- از هنگام انتشار رمان ((تكرار)) ، كارم اين است كه بروم در كتاب فروشي ها و كتاب امضا كنم و جماعت اغلب جوان ها هستند ، نه مسن ها.بگذاريد اين طورري بگويم: من زماني مُد روز بودم.و وقتي مُد روز بودم ، كسي كتاب هايم را نمي خواند.مثلا ، اولين سالي كه حسابي مُد شده بودم ، رمان ((حسادت)) در تمام طول سال پانصد نسخه فروش رفت اما ((تكرار)) پنجاه هزار نسخه فروش رفته.وقتي شروع كردم به جلب خواننده ، تقريبا ديگر از مُدافتاده بودم.اما وقتي ُمد بودم ، نمي توانستم از راه نوشتن ارتزاق كنم.حالا خيلي خوب مي توانم ارتزاق كنم.آپارتمان خوبي دارم ، ويلايي در حومه دارم .راستش متعلق به طبقه ي اجتماعي كم و بيش فقيري بودم.
گفت و گو با آلن روب- گري يه/مجله هفت شماره يازده/ترجمه:مجيد اسلامي
هرگز نباید فرصت نقل قول کردن از دیگران را از دست داد، زمانی که مطلب را بهتر از خودمان بیان کرده اند.